دانشگاه تربیت مدرس ، farajzam@modares.ac.ir
چکیده: (41 مشاهده)
در این پژوهش، روند تغییرات دبی، بارش و رسوب سالانه طی یک دوره ۳۰ ساله (۱۴۰۲–۱۳۷۳) در حوضههای آبخیز مورد مطالعه با بهرهگیری از آزمون آماری مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین دبی و رسوب، بدون تأخیر زمانی، همبستگی معنیداری در سطح ۰۱/۰ وجود دارد و ضریب همبستگی بین ۶۸/۰ تا ۹۶/۰ متغیر است. نتایج تحلیل روند نیز حاکی از کاهش بارش و دبی در اغلب ایستگاهها طی دوره آماری بوده است، بهجز ایستگاه آقدربند در کشفرود. این کاهش در ایستگاههای زرینهرود و سد دز با آماره من-کندال برابر با ۳/۲- و ۲- در سطح ۵ درصد معنیدار گزارش شد. روند رسوب نیز در بیشتر حوضهها کاهشی بوده و این روند در ایستگاههای سامیان (قرهسو) با مقدار ۱/۳- و تلهزنگ (دز) با مقدار ۴/۳- در سطح ۱ درصد و در ایستگاههای زرینهرود و سد دز در سطح ۵ درصد معنادار تشخیص داده شد. بهمنظور تکمیل تحلیلهای آماری، از تبدیل موجک نیز استفاده شد تا رفتار زمانی-فرکانسی نوسانات متغیرهای بارش، دبی و رسوب بررسی شود. نتایج موجک نشان داد که در اغلب ایستگاهها، الگوی سالانه در بارش و دبی بهعنوان مؤلفه غالب مشاهده میشود. همچنین در برخی ایستگاهها نوسانات میانمدت با دورههای ۲۴ تا ۳۶ ماهه نیز شناسایی شد که میتواند با پدیدههای اقلیمی مرتبط باشد. رفتار رسوب نسبت به دبی و بارش ناپیوستهتر و بیشتر وابسته به رخدادهای حدی بود، بهطوریکه در برخی حوضهها مانند دز و قرهسو، افزایش ناگهانی توان موجک در مقیاسهای کوتاهمدت مشاهده شد. این یافتهها اهمیت تحلیل موجک بهعنوان ابزاری مکمل در کنار روشهای آماری سنتی را برجسته میسازد، چرا که امکان بررسی دقیقتر و چندمقیاسی پویایی زمانی متغیرهای هیدرولوژیکی را فراهم میسازد.