۸ نتیجه برای کرمی
حامد جنیدی، زهرا نظری، پرویز کرمی، بهرام قلی نژاد بداغ،
سال ۴، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۳ ۱۳۹۳ )
چکیده
برای تعیین اثر تبدیل مراتع به دیمزار بر میزان هدر رفت ذخایر کربن و ازت در هر هکتار از مراتع مناطق مورد مطالعه، با پیمایش صحرایی، مناطق تحت عملیات کشت دیم و مراتع طبیعی مجاور آن به عنوان تیمار شاهد شناسایی شد. در هر یک از تیمارهای مشخص شده اقدام به تعیین مناطق معرف جهت نمونه برداری گردیده و نمونه برداری از خاک انجام شد. تیمارهای مطالعاتی به گونهای انتخاب شد که در هر تیمار و منطقه مجاور آن (شاهد)، خصوصیات توپوگرافی و اقلیم یکسان بوده و تنها عامل کاربری زمین متغیر باشد. همچنین در انتخاب تیمارهای مورد مطالعه به خصوصیاتی نظیر: تنوع کشت (گیاهان یکساله یا چند ساله) و فیزیوگرافی (شیب، جهت و ارتفاع) توجه شد. برای مطالعه خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک در نواحی مورد مطالعه اقدام به حفر ۳ پروفیل در هر تیمار گردید و در مجموع ۴۵ پروفیل خاک حفر و از عمق ۵۰ سانتیمتری خاک نمونههای لازم تهیه شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تی استیودنت مستقل و تجزیه واریانس یکطرفه انجام شد. نتایج نشان داد تبدیل مراتع به دیمزار اثر معنی داری بر ذخایر کربن و ازت اکوسیستم دارد. بر اثر تبدیل مرتع به کشت گندم کربن آلی خاک بطور متوسط ۵/۴۴ درصد کاهش یافت، کشت نخود نیز منجر به کاهش ۸/۴۴ درصدی کربن خاک شد. بر اثر باغکاری با انگور و بادام هم کربن آلی خاک به ترتیب۲/۲۴ و ۲/۳۰ درصد کاهش یافت و به این ترتیب باغکاری با انگور بهترین نوع کشت از نظر حفظ ذخایر کربن و ازت شناسایی شد. همچنین اثر تبدیل مراتع به دیمزار بر ذخایر کربن به میزان شیب اراضی بستگی داشت که با افزایش میزان شیب کمیت کربن آلی خاک افت بیشتری نشان داد.کشت گندم و انگور منجر به کاهش به ترتیب ۵۰ و ۰/۳۷ درصدی ازت خاک شد اما در کشت نخود و بادام تغییر معنیداری در ازت خاک وجود نداشت. و بدترین نوع تغییر کاربری از این جهت تبدیل مرتع به کشت گونه یکساله گندم ارزیابی شد.
دکتر پرویز کرمی، مهندس امید امیری، دکتر حامد جنیدی جعفری،
سال ۷، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۶ ۱۳۹۶ )
چکیده
این تحقیق به منظور بررسی اثر تغییر کاربری مرتع بر عملکرد اکوسیستم و ویژگیهای فرسایشپذیری خاک با استفاده از روش LFA در مراتع سنندج انجام شد. ابتدا دو چشمانداز مرتع دست نخورده و دیمزار رها شدهی همجوار مشخص شد. براساس روش LFA، در هر چشمانداز سه ترانسکت ۵۰ متری در جهت شیب مستقر و در طول هر ترانسکت، قطعات اکولوژیکی بر اساس فرم رویشی بوتهای، گراس، فورب، ترکیبی (ترکیبی از قطعات اکولوژیکی بوته، گراس و فورب) و فضای بین قطعات مشخص شد. از هر قطعه به صورت تصادفی ۵ تکرار تعیین و ۱۱ پارامتر سطح خاک برای هر تکرار اندازهگیری شد. برای اندازهگیری پارامترها از نرمافزار LFA و برای مقایسهی لکهای اکولوژیکی دو چشمانداز، از آزمون T جفتی استفاده شد. نتایج نشان داد در چشمانداز مرتع دست نخورده از لحاظ شاخص پایداری، بوته و از لحاظ شاخص چرخهی عناصر و نفوذپذیری، فرم گراس دارای بیشترین مقدار بود، ولی در چشمانداز دیمزار رها شده از نظر هر سه شاخص، قطعه ترکیب بیشترین مقدار را داشت. مقایسهی شاخص پایداری، نفوذپذیری و چرخهی عناصر غذایی کل نشان داد که مرتع دست نخورده از لحاظ هر سه شاخص بیش از دیمزار رها شدهاست؛ به عبارتی، تغییر کاربری باعث کاهش عملکرد اکوسیستم و افزایش پتانسیل فرسایشپذیری خاک شده است. بنابراین برای جلوگیری از کاهش عملکرد اکوسیستم، هدررفت و فرسایش خاک، بایستی بیش از پیش از تبدیل مرتع به دیمزار با جدیت بیشتر جلوگیری شود.
بهنوش فرخ زاده، فرهاد قاسمی آقباش، آهو کرمی،
سال ۷، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۶ ۱۳۹۶ )
چکیده
جادههای جنگلی یکی از بزرگترین منابع انتقال رسوب به شبکه آبراهه حوضه به شمار میرود؛ بنابراین برآورد رسوبات ناشی از شبکه جاده، عاملی مهم در ارزیابی اثرات جادهسازی است. در این مطالعه از مدل پیشبینی و تحویل رسوب جاده (SEDMODL)، برای برآورد فرسایش از یک جادهی جنگلی آسفالته در ۲۴ کیلومتری شمال غربی شهرستان روانسر در استان کرمانشاه استفاده شدهاست. جادهی مذکور به ۵ قطعه تقسیم شد و در هر بخش عواملی مانند زمینشناسی، ارتفاع و پوشش ترانشههای خاکبرداری، ترافیک جادهای، فاصله از آبراهه و بارندگی که از پارامترهای مؤثر مدل در برآورد میزان رسوب تولیدی هستند، حاصل شد. بعد از ارزیابی شاخصها و اجرای محاسبات مربوط به مدل، میزان فرسایش و رسوب تحویلی به آبراه در ۵ قسمت جاده به دست آمد. نتایج نشان داد بخش پنجم جاده دارای بیشترین رسوب انتقالی به آبراهه در بین سایر بخشها است. علاوه بر این، مشخص شد که جادهی مزبور با سهم ۰۳/۰ درصد از کل مساحت حوزهی آبخیز، ۹۲/۱۱ تن تولید رسوب و ۰۶/۲ تن تحویل رسوب به آبراهه دارد. علاوهبراین براساس نتایج آزمون پیرسون، ارتفاع ترانشههای خاکبرداری و پوشش محافظ دیوارها به ترتیب به عنوان شاخصهای اصلی مؤثر بر میزان فرسایش جادهای شناخته شدند.
فرشاد سلیمانی ساردو، سارا کرمی، نسیم حسین حمزه،
سال ۱۱، شماره ۳ - ( پائیز ۱۴۰۰ )
چکیده
حوضه جازموریان به لحاظ تأثیرگذاری آن بر روی جو حاکم در استانهای کرمان، هرمزگان و سیستان و بلوچستان اهمیت زیادی دارد. وجود ذرات گردوغبار در جو میتواند بر روی بودجه تابشی و سیستم تنفسی انسانها اثرات مختلفی داشته باشد. در این مطالعه، از دادههای عمق نوری هواویزهای سنجنده MISR ماهواره ترا با تفکیک افقی ۵/۰ درجه، میانگین ماهانه و فصلی عمق نوری هواویزها بهمنظور بررسی روند تغییر AOD، و میانگین منطقهای AOD سنجنده MODIS ماهواره TERRA بهصورت سالانه در دوره زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰ استفاده شد. از محصول آماده ضخامت نوری هواویزهای سنجنده MODIS ـ که از ترکیب دو الگوریتم deep blue و dark targets به دست آمدهاست ـ باهدف بررسی توزیع مکانی و تغییرات فصلی مقادیر عمق نوری هواویزها در طولموج ۵۵۰ نانومتر در منطقه مورد مطالعه استفاده شد. همچنین بهمنظور بررسی این روند، از روش تخمین شیب سِن و روش من ـ کندال با سطح اعتماد ۹۵ و ۹۹ درصد استفاده شد. در ادامه بهمنظور بررسی اثرپذیری الگوی زمانی و مکانی گردوغبار از پوشش گیاهی در منطقه، از شاخص NDVI محصول سنجنده MODIS ماهواره ترا استفاده شد. در ادامه با استفاده از شاخص NDVI و تصاویر ماهوارهای، ارتباط بین شاخصAOD و پوشش گیاهی تحلیل شد. نتایج این تحقیق نشان داد که در طول دوره مطالعاتی، روند افزایشی AOD در منطقه از ماههای آوریل تا ژوئیه مشاهده شد؛ بهگونهای که در بخش وسیعی از حوضه جازموریان، میانگین عمق نوری هواویزها در ماه ژوئیه به حدود ۶/۰ رسید. همچنین نتایج نشان داد که همبستگی بین میانگین سالانه دادههای AOD و NDVI برابر ۰,۵۶ – است که ارتباط این دو پدیده را بهصورت معکوس در منطقه تأیید میکند.
محمد کاظمی، علیرضا نفرزادگان، ایوب کرمی، محسن ابراهیمی خوسفی،
سال ۱۲، شماره ۲ - ( تابستان ۱۴۰۱ )
چکیده
ازفرونشست، به زلزله خاموش یاد میشود و منشأ طبیعی - انسانی دارد. هدف از تحقیق حاضر، بررسی اثر ویژگیهای خاک و سطح زمین بر پیشبینی میزان فرونشست دشت میناب بود. ابتدا متغیرهای بافت خاک، پوشش گیاهی، درصد شن، سیلت و رس، دمای سطح زمین، وزن ظاهری خاک، نوع پوشش اراضی و شوری خاک با استفاده از سامانه Google Earth Engineو نرمافزار TerrSet۲۰۲۰ برای سالهای ۲۰۱۵، ۲۰۱۷ و ۲۰۱۹ تهیه شد. در مرحله بعد اینترفروگرام اولیه منطقه با استفاده از تصاویر رادار سنتینل-۱ استخراج شد. برای اصلاح اینترفروگرام از فیلتر گلدشتاین استفاده شد. پس از حذف تأثیر توپوگرافی، فازها به نقشه جابهجایی تبدیل شد. در گام بعدی با توجه به متغیر وابسته (میزان فرونشست) و متغیرهای مستقل (ویژگیهای سطح زمین و خاک)، برای مدلسازی مکانی از روشهای دادهکاوی بیز ساده (NB)، درخت تصمیم (DT) و k- نزدیکترین همسایه (kNN) در نرمافزار RapidMiner و Eureqa Formulize استفاده شد. نتایج نشان داد که میزان فرونشست درمقیاس نسبی ماهیانه در سال به ترتیب برابر با ۳,۶۱، ۰,۹۲ و ۵,۶۹ سانتیمتر بود. عمده تغییرات مکانی فرونشست نشان داد، از مرکز دشت به سمت حاشیههای دشت گسترش یافتهاست. از بین متغیرهای مستقل، پوشش گیاهی، بافت سنگین خاک و شوری خاک تأثیر منظمتری بر طبقات مختلف فرونشست داشت و متغیرهای دمای سطح زمین، پوشش اراضی، درصد رس و تبخیر و تعرق واقعی خاک در فرایند مدلسازی حساستر تشخیص داده شد. در بین مدلهای پیشبینی میزان فرونشست، روش درخت تصمیم با دقت ۶۳,۱۵، خطای طبقهبندی ۳۶,۸۵، کاپا ۲۹,۷، خطای مطلق و خطای نسبی ۰,۵، خطای مطلق نرمالشده ۰,۴۵ و مجموع مربعات باقیمانده خطا ۰,۵۶۵۶/۰ عملکرد بهتری نسبت به دو مدل دیگر داشت.
سیداسدالله حجازی، محمد حسین رضائی مقدم، فریبا کرمی، جمشید یاراحمدی، علی بی غم،
سال ۱۲، شماره ۳ - ( پائیز ۱۴۰۱ )
چکیده
سیلاب از مخاطرات عمده محیطی است که برای کنترل آن، شناسایی مناطق تولید سیل و اولویتبندی آنها برای اقدامات آبخیزداری، مدیریت منابع و سرمایه نقش اساسی دارد. همچنین برآورد میزان رواناب میتواند در کاهش خسارت سیل به محیط طبیعی و سازههای انسانی اهمیت زیادی داشته باشد. در این پژوهش، حوضه آبخیز حاجیلر از نظر توان سیلخیزی بررسی و برای برآورد رواناب، از روش منحنی شماره (SCS-CN) استفاده شد. برای دستیافتن به هدف مذکور، نقشههای ۱:۱۰۰۰۰۰ زمینشناسی، توپوگرافی، گروه هیدرولوژیکی خاک، تصاویر ماهوارهای Sentinel۲،Google Earth ، مدل ارتفاعی رقومی، دادههای بارش و اطلاعات میدانی محدوده تهیه و زیر حوضهها استخراج شد. با تلفیق دادهها و اطلاعات بر اساس روش SCS، نقشه شماره منحنی (CN) و نفوذ (S) حوضه تهیه شد. با محاسبه حداکثر رواناب ۲۴ ساعته حوضه (Q) و ترکیب لایههای ورودی برای ساخت نقشه وضعیت سیلخیزی و بهدست آمدن وزن نهایی آنها در محیط GIS، محدوده مطالعاتی بر اساس چارکهای اول، دوم و سوم مقادیر ارتفاع رواناب تعیین شد و در چهار دسته با خطر سیلخیزی خیلی زیاد، زیاد، متوسط و کم قرار گرفت. نتایج نشان داد که نواحی مرکزی با صد کیلومتر مربع از کل حوضه، توان سیلابی بسیار بالایی داشت. همچنین ۵۴۲ کیلومتر مربع در محدوده خطر سیلخیزی بالا، ۲۴۷ کیلومتر مربع در محدوده خطر سیلخیزی متوسط و ۱۷۸ کیلومتر مربع در محدوده خطر سیلخیزی پایین واقع شدهاست. نتیجه به دست آمده نشان داد که بالاترین حداکثر دبی اوج، مربوط به زیر حوضههای H۳۳ و H۱۸ با حجم ۵۱,۴۴ و ۴۸,۶۷ و کمترین آن، مربوط به زیر حوضههای H۱۲ و H۲۹ با حجم ۳,۷۷ و ۳,۸۶ متر مکعب در ثانیه است.
ژیلا اسدی فرد، عباس احمدی، علی اصغر جعفرزاده، علیداد کرمی، فارسی سیامک علوی کیا،
سال ۱۳، شماره ۳ - ( پاییز ۱۴۰۲ ۱۴۰۲ )
چکیده
این پژوهش با هدف ارزیابی عوامل مؤثر بر حساسیت خاک به تشکیل اندوده سطحی انجام شد. برای اجرای این تحقیق، هشتاد نمونه خاک (۲۰-۰ سانتیمتری) از دشت کوار استان فارس تهیه شد و بعد از برداشت، در هوا خشک و از الک دو میلیمتری عبور داده شد. سپس پارامترهای توزیع اندازه ذرات، رطوبت، ماده آلی، هدایت الکتریکی و pH عصاره اشباع خاک اندازهگیری شد. همچنین میانگین وزنی و هندسی قطر خاکدانهها، کربنات کلسیم معادل، ابعاد فرکتالی ذرات خاکدانه به طول یک سانتیمتر (مدلهای ریو- اسپوزیتو، بارتولی و تایلر)، درصد اشباع رطوبتی، سدیم، کلسیم و منیزیوم تعیین شد. در ادامه، نمونههای دستنخورده با استفاده از استوانههای فلزی تهیه شد و پس از اشباع در دستگاه بار افتان قرار گرفت، سپس مقدار هدایت هیدرولیکی اشباع نمونهها اندازهگیری شد. ارزیابی حساسیت خاک به تشکیل اندوده، با شاخصهای پایداری ساختمان خاک (SI)، حساسیت نسبی به تشکیل اندوده سطحی (RSI)، سلهبندی (CI)، پایداری مرطوب خاکدانهها (WAS)، مقاومت فروروی (PR)، حساسیت به سله بستن (CSI) و قوام (C۵- C۱۰) انجام شد. از روشهای آماری چند متغیّره (تجزیه خوشهای، تجزیه تابع تشخیص و همبستگی کانونیک) نیز استفاده شد. همچنین بر اساس ماتریس ساختار مشخص شد که شاخصهای ,CI SI و CSI از مهمترین شاخصهایی است که به تفکیک این دو گروه از یکدیگر منجر میشود. بیشترین همبستگی کانونی در درجه اول به ماده آلی سپس به رس تعلق دارد. دو شاخص پایداری ساختمان خاک (SI) و شاخص سلهبندی (CI) نیز از مهمترین شاخصهایی است که در مقایسه بین شاخصها، بیشترین همبستگی را به خود اختصاص میدهد. مهمترین متغیرهای تأثیرگذار بر شاخصهای ارزیابی اندوده سطحی ـ که به تفکیک دو گروه، ارائه تابعی با قابلیت بالا و بیشترین همبستگی کانونی منجر میشود ـ ابتدا ماده آلی سپس رس است.
عارفه شعبانی عراقی، فریبا کرمی، نفیسه اشتری،
سال ۱۴، شماره ۲ - ( تابستان ۱۴۰۳ )
چکیده