گروه جغرافیا، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، بابلسر ، r.esmaili@umz.ac.ir
چکیده: (14 مشاهده)
سیلاب یکی از مخربترین بلایای طبیعی است که هر ساله باعث خسارتهای جانی و مالی فراوان در نقاط مختلف جهان و ایران میشود. پهنهبندی خطر سیل گامی کلیدی در شناسایی مناطق آسیبپذیر هستند. تهیه نقشههای خطر با چالشهایی از جمله عدم قطعیت دادهها، تغییرات مکانی و زمانی پارامترها و پیچیدگی روابط بین عوامل طبیعی و انسانی همراه است. در تحقیق حاضر حوضه دارابکلا در استان مازندران به دلیل وقوع سیلابهای متعدد موردمطالعه قرار گرفته است. عوامل مؤثر در سیلاب شامل ارتفاع، شیب، ژئومورفولوژی، بارش، فاصله از رود، سنگشناسی، کاربری و پوشش سطح زمین از منابع مختلف تهیه و تولید شدند. میزان تأثیرگذاری هر عامل با مدل بهترین - بدترین (BWM) وزندهی شدند. هر یک از عوامل با توابع عضویت فازیسازی شدند و نقشه نهایی خطر سیل با توابع همپوشانی فازی شامل جمع و ضرب فازی و گاما تولید شدند. نقشههای حاصله با دادههای زمینی مورد اعتبارسنجی قرار گرفتند. نتایج نشان داد روشهای گاما کارایی بالاتری نسبت به روشهای جمع و ضرب فازی داشتهاند. و روش گامای 7/0 دقت بالاتری را نسبت به سایر روشها داشته است. روشهای جمع فازی و گاما خطای نوع اول بالا بوده و خطای نوع دوم ناچیزی داشتهاند. اما روش ضرب فازی خطای نوع دوم بالا بوده و خطای نوع اول ناچیز بوده است. از یافتههای دیگر، نتایج حاصل از اعتبارسنجی است که نشان میدهد تکنیک ROC-AUC بهتنهایی برای اعتبارسنجی مدل کافی نبوده و خطاهای نوع اول و دوم را بهخوبی نشان نمیدهد و بهتر است با روشهای دیگر مانند ضریب متیوز، شاخص کاپا و غیره با هم برای اعتبارسنجی مورداستفاده قرار گیرند