گروه جنگل و مرتع، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان زنجان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، زنجان، ایران. ، akbarzadeh1369@gmail.com
چکیده: (8 مشاهده)
بیابانزایی یکی از چالشهای اصلی مناطق خشک و نیمهخشک ایران است که پیامدهای گسترده زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی به همراه دارد. این پژوهش با هدف ارزیابی اثرات اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی تاغکاری مشارکتی در کنترل بیابانزایی، روستای حسینآباد کردها (شهرستان آرادان، استان سمنان) را بهعنوان مطالعه موردی انتخاب کرد. جامعه آماری شامل ساکنان روستا (۱۳۰۳ نفر) بود و حجم نمونه با فرمول کوکران ۲۹۷ نفر تعیین شد. دادهها با پرسشنامه محقق ساخته ۳۶ گویهای (۱۲ گویه برای هر مؤلفه) و طیف لیکرت پنجگزینهای جمعآوری و با روشهای آمار توصیفی، تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی، مدل معادلات ساختاری (SEM) و تحلیل خوشهای سلسلهمراتبی تحلیل گردید. نتایج نشان داد که مؤلفه زیستمحیطی با میانگین 30/4 بالاترین رضایت را کسب کرده و پروژه در تثبیت ماسههای روان، کاهش فرسایش بادی، کنترل گرد و غبار و افزایش پوشش گیاهی بسیار موفق بوده است. مؤلفه اجتماعی با میانگین 67/3 در سطح، زیاد قرار گرفت و اثرات مثبتی مانند تقویت انسجام محلی و کاهش مهاجرت داشت، اما ضعف در مشارکت واقعی تصمیمگیری مشهود بود. مؤلفه اقتصادی با میانگین 13/3 پایینترین امتیاز را داشت و علیرغم تأمین علوفه پایدار، در ایجاد اشتغال جدید و افزایش درآمد خانوار ضعیف عمل کرد. مدل SEM قویترین اثر مستقیم زیستمحیطی را بر رضایت کلی ساکنان (48/0= β) نشان داد و تحلیل خوشهای سه گروه نگرشی (مثبتنگر 8/49 درصد، متوسط 33 درصد و منتقد اقتصادی 2/17 درصد) را شناسایی کرد. در نهایت، تاغکاری مشارکتی حسینآباد کردها الگویی موفق در کنترل بیابانزایی است، اما برای دستیابی به توسعه پایدار جامع، نیازمند تقویت زنجیره ارزش اقتصادی، بازاریابی محصولات و افزایش مشارکت واقعی جامعه در تصمیمگیری است. این الگو میتواند بهعنوان پایلوت ملی ترویج شود.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
مدیریت و کنترل اثرات فرسایش محیطی دریافت: 1404/9/22